سگ کشی

می سپارم روزها را به تاریکی شب

در پی مأمنی تلخ آلود

در پی باده ای مسرور کننده

یا پکی ، نفسی افسون کننده

لیک چاره ای نیست دوست صفت هذیانی هرزه

ای عقل گُهگیر

جریان بی موازات بودن خود را از بین پاهایم بردار

بگذار بار دگر خالی از خواهش ها نفسانی را

دوباره ببینیم

هیچ نظری موجود نیست: